X
تبلیغات
تقدیم به تمامی دل شکستگــــــان

تقدیم به تمامی دل شکستگــــــان
صفـــای اشک وفــــای غــــم
 

لعنت به همه ی نامردا چه دختر چه پسر

لعنت به اونایی که میگن دوست دارم وعاشقتم
 
و بعد یه مدت انگارنه انگار که اون این حرفارو زده میرن و تو رو مثل دستمال کاغذی میندازن دور
 
لعنت به عشقهای الکی و به همه ی دروغگو های دنیا... لعنت به دوست داشتن های الکی

لعنت به هرکی که باعث ناراحتیت میشه و داغونت میکنه و با کاراش و رفتاراش تورو از پا درمیاره و نابودت میکنه
 
لعنت به مهربونیای کذایی ...لعنت به قربون صدقه رفتنای دروغین... لعنت به همه آدمای بی معرفت و دروغگو

لعنت به همه چی و همه کس که باعث داغون شدنم شدن
 
لعنت به همشون که اینقد ناراحتم کردن و قلبمو شکستن

لعنت به هرچی نامرد و بی انصاف و بی معرفته
 
 لعنت به همه ی خود خواه ها ، اونایی که فکر میکنن همه چی و همه کس
 
باید در خدمت خودشون باشه .لعنت به اونایی که ناراحت شدنشون رو با ناراحت کردنت جبران می کنن
 
 

موضوعات مرتبط: غم
برچسب‌ها: لعنت
[ پنجشنبه 7 شهریور1392 ] [ 12:18 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس

این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست

 

میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم

حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم



موضوعات مرتبط: غم
برچسب‌ها: تنهایی
[ چهارشنبه 6 شهریور1392 ] [ 12:17 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

زانوهایم را در آغوش گرفته بودم
وقتی
تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی

کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره
چند قدم اونورتر زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه
شک نکن

موضوعات مرتبط: غم
برچسب‌ها: شک نکن
[ دوشنبه 4 شهریور1392 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

وقتی از زندگی من رفتی بیرون، اونقدر خوشحال و ذوق زده بودی که 1 لحظه یاد اون

زندانی ای افتادم که محکوم شده به حبس ابد اما خلاص شده از این محکومیت

حتی اگر اینطور هم بوده باشه، اینو بدون که من، زندان بان بدی نبودم


موضوعات مرتبط: غم
برچسب‌ها: وقتی رفتی
[ یکشنبه 3 شهریور1392 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟چته؟چی سخته؟نترس من هستم


سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی

fu3057 نوشته هایی با دل شکسته

برای مشاهده ادامه متون بهمراه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: غم ، دلشکسته ، جدایی
برچسب‌ها: دل شکسته
ادامه مطلب
[ شنبه 2 شهریور1392 ] [ 12:13 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

انسان چیست ؟ء

شنبه: به دنیا می آید
یكشنبه: راه می رود
دوشنبه: عاشق می شود
سه شنبه: شكست می خورد
چهارشنبه: ازدواج می كند
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد
جمعه: می میرد
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است

[ شنبه 26 مرداد1392 ] [ 12:31 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

 

امروز دختر 10ساله ای مادر شد


امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد


امروز مردی خشم بیرون خود را بر پشت همسر پریودش خالی کرد


امروز دختری در التماس چشمانش در چهاردیواری زن شد


امروز مادری در مقابل پسر 3ساله اش با مردی همخواب شد


امروز عشق دختر باکره را با اسکناس سبز سنجیدند


امروز دلم برای امروز گرفت


نمی دانم دنیای ما کثیف است یا چشمان من فاحشه

[ چهارشنبه 23 مرداد1392 ] [ 10:29 قبل از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

و حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت
فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد
بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند....قورتش بده.... چون هیکلم بزرگ بود
اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم
باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم
بالاخره یه خراش کوچیکی روی صورتم افتاد
فرداش خواهرش به من گفت حداقل توام یه مشت میزدی
روم نشد بهش بگم. . .
آخه چشماش شبیه تو بود

به سلامتی هرچی عاشقه

[ سه شنبه 22 مرداد1392 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

داستان کوتاه نصایح پدرانه

روزی پدری هنگام مرگ فرزندش را فراخواند و گفت فرزندم تو را چهار وصیت دارم و امیدوارم که در زندگی به این چهار توجه کنی. اول اینکه اگر خواستی ملکی بفروشی ابتدا دستی به سرو وریش بکش و بعد بفروش دوم اینکه اگر خواستی با فاحشه ای همبستر شوی سعی کن صبح زود به نزدش بروی سوم اینکه اگر خواستی قمار بازی کنی سعی کن با بزرگترین قمار باز شهر بازی کنی چهارم اینکه اگر خواستی سیگار یا افیونی شروع کنی با آدم بزرگسالی شروع کن


مدتی پس از مرگ پدر او تصمیم گرفت خانه پدری که تنها ارث پدرش بود را بفروشد پس به نصیحت پدرش عمل کرد و آن ملک را با زحمت فراوان سروسامان داد پس از اتمام کار دید خانه بسیار زیبا شده و حیف است که بفروشد پس منصرف شد


مدتی بعد خواست با فاحشه معروف شهر همبستر شود .طبق نصیحت پدر صبح زود به در خانه اش رفت.اما چون صبح زود بود و فاحشه فرصت نکرده بود آرایش کند دید که او بسیار زشت است و منصرف شد


مدتی بعد نیز خواست قمار بازی کند.پس از پرسوجوی فراوان بزرگترین قمار باز شهر را پیدا کرد.دید او در خرابه ای زندگی میکند و حتی تن پوش مناسبی هم ندارد.وقتی علتش را پرسید قمارباز بزرگ گفت همه داراییم را در قمار باخته ام در نتیجه از این کار هم منصرف شده و به عمق نصایح پدرش پی برد . اما زمانی که دوستانش سیگار برگی به او تعارف کردند که با آنها هم دود شود بیاد وصیت پدر افتاد و نپذیرفت تا با مرد پنجاه ساله ای که پدر یکی از دوستانش بود شروع کند ولی وقتی او را نزدیک به موت یافت که بر اثر این دود کردنها و مواد مخدر بود خدا را شکر کرد که او آلوده نشده وبه پدر رحمت فرستاد


موضوعات مرتبط: غم
[ سه شنبه 14 آذر1391 ] [ 10:15 قبل از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

تنهـایـی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت

رفیق داری همـــدرد نداری

خانواده داری حمـــایت نداری

عشق داری تکیــــه گاه نداری

مثل همیــــشه همه چــــــی داری و

هیچــی نداری

به سلامتی همه اونهایی که خودشون هستن با خودشون....!!ء

به سلامتی همه اونهایی که خودشون هستن با خودشون....!!

سلامتیه همه ی اونایی که
انقدر خستن که نه می تونن خیانت کنن
و نه حوصله دارن دوباره کسی رو دوست داشته باشن... !!!ء


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، غم ، تنهایی ، دلشکسته ، جدایی
[ دوشنبه 13 آذر1391 ] [ 2:55 قبل از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

ور عشقی ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم با وفا ندیدم جز درد

یک مونس نامرد ندارم جز غم

75635_475321202839_7395887_n_large.jpg

با سلام خدمت دوستای گلم حالتون خوبه؟ممنون که بهم سر میزنید و به کسایی که واسه اولین بار دارن میان توی این وب بگم که تویه این وبلاگم خاطره هایی رو مینویسم که هیچوقت توی ذهنم پاک نمیشن با نوشتنشون خیلی راحت میشم یکم آروم میشم امیدوارم حالشو داشته باشین حرفای یه عاشق دلشکسته رو بشنوین....ممنون از همتون

***************************************************

برایت خاطراتی بر

روی این دفتر سفید نوشتم

که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت باز گوید

چرا مرا شکستی ؟چرا؟

اشعاری برایت سرودم

که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند

چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟

چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم

چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟

زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم

خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم

چرا این چنین شد/؟چرا؟

من که بودم؟

که هستم به کجا دارم می روم؟


موضوعات مرتبط: شعر عاشقانه ، عاشقانه ، غم ، تنهایی
[ شنبه 11 آذر1391 ] [ 3:11 قبل از ظهر ] [ همدم تنهایی ]

همیشه دعا کنید
چشمانی داشته باشید
که بهترین ها را در آدم ها ببیند
قلبی که خطاکار ترین ها را ببخشد
ذهنی که بدیها را فراموش کند
و روحی که هیچگاه
ایمانش به خدا را از دست ندهد ... !!!ء

قلبی که خطاکار ترین ها را ببخشد ....


موضوعات مرتبط: عاشقانه ، غم ، تنهایی ، دلشکسته
[ پنجشنبه 9 آذر1391 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ همدم تنهایی ]
درباره وبلاگ

دوستان
به وبلاگ همدم تنهایی خوش امدید
نظر یادتون نره
شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم …
شب رفت ، شمع سوخت ، من موندم و غم …
امکانات وب